اندیشکده مرکز پیشرفت آمریکایی:
آمریکا فرصت را مغتنم شمارد

کارشناس اندیشکده مرکز پیشرفت آمریکایی معتقد است که دیپلماسی فعال اوباما و فشار تحریمها، موقعیتی را به وجود آورد که آمریکا به خوبی از آن استفاده کرد.
به گزارش پارس ، تسنیم به نقل از اندیشکده مرکز پیشرفت آمریکایی نوشت، کارشناس این اندیشکده بر این باور است که موقعیتی به وجود آمد که آمریکا می تواند با استفاده از آن مشکلات امنیتی خود را با ایران حل و فصل کند، اما این موقعیت دائمی نمی بود و نیز ایران به توافقی تن نمی داد که کاملاً ایده آل غرب باشد.
پس از ۵ سال، استراتژی اوباما در خصوص درگیری دیپلماتیک فعال با ایران با فشار تحریم ها ترکیب شده و لحظه حساسی را به وجود آورده است. آمریکا و متحدان او با به کارگیری تمام عناصر قدرت آمریکا، از جمله دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی، در آستانه توافقی هستند که یکی از مهم ترین چالش ها در خاورمیانه را، یعنی برنامه هسته ای ایران، مورد بررسی قرار می دهد.
حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، که در ماه ژوئن به پیروزی غیر منتظره ای دست یافت، اعلان کرد که مشکلات اقتصادی ایران را از طریق تعامل سازنده با جامعه بین المللی حل خواهد کرد. چندین ماه اظهارات مصالحه آمیز از طرف ایران با تماس تلفنی اوباما و روحانی در اواخر ماه سپتامبر به اوج خود رسید، که این اولین مکالمه در این سطح از زمان انقلاب بزرگ ایران در سال ۱۹۷۹ بود.
وقتی گفتگوهای هسته ای در ماه اکتبر و زیر نظر دولت جدید از سر گرفته شد، مذاکره کنندگان آمریکایی متوجه تغییری ضروری شدند. یکی از مقامات ارشد دولت اوباما می گوید: « من تاکنون چنین مذاکرات رک و راست، جدی و مفصلی با نمایندگان ایرانی نداشته ام» . جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً گفته است: « من معتقدم مذاکرات جاری، که در حال حاضر دور سوم خود را سپری می کنند، بهترین موقعیت را در طول یک دهه در اختیار ما قرار داده است تا پیشرفت برنامه ایران را متوقف کرده و آن را به عقب باز گردانیم» .
این موقعیت نشان دهنده موفقیت سیاست تهدید و تطمیع است که دولت اوباما از زمان تصدی ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۹ در پیش گرفته است. در حالیکه کمک اوباما به مردم ایران و دولت آن در آغاز توسط منتقدان دولت به عنوان رفتاری بی فایده نادیده گرفته شد، اما حالا به عنوان نیرویی مؤثر بر فشار تحریم ها ظاهر شده است. بنابر نظر شیرین عبادی، اوباما به ایرانی ها و جهان نشان داد که نظام ایران است که تمایل به مذاکره ندارد، در نتیجه ائتلاف بین المللی را برای اعمال فشار بر ایران از طریق تحریم ها تقویت کرد.
با این تفاسیر، ایران رویکرد خود را به مذاکرات تغییر داده و آمادگی خود را برای توجه جدی و اساسی به نگرانی های جامعه بین الملل در رابطه با برنامه هسته ای خود اعلان کرده است. آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب و تصمیم گیرنده نهایی در کشور، مکرراً حمایت خود را از تلاش های دیپلماتیک رئیس جمهور حسن روحانی و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه او، نشان داده است.
اما این پنجره فرصت برای همیشه باز نخواهد ماند. اگر تلاش های روحانی بی نتیجه ظاهر شود، فشار های سیاسی داخلی بالاخره باعث خواهد شد آیت الله خامنه ای از حمایت خود از مذاکرات دست بردارد. اگر این اتفاق رخ دهد، یک موقعیت مناسب برای آمریکا، ایران و منطقه از دست خواهد رفت. در این صورت، آمریکا با دو احتمال کاملاً نامطلوب مواجه می شود؛ سلاح هسته ای ایران یا اقدام نظامی به منظور جلوگیری از آن. هر دو گزینه پیامدهای خطرناک و بی ثبات ساز بالقوه ای را به دنبال دارند.
در حال حاضر، ایران از کامل ترین و سخت ترین مجموعه تحریم های یک جانبه و چند جانبه ای رنج می برد که هر کشوری در طول تاریخ داشته است. این تحریم ها و دشواری های اقتصادی، که تحریم ها در ایران به وجود آورده اند، به طور آشکار بر تصمیم ایران در خصوص رفع آنها از طریق مذاکرات با آمریکا و متحدان او در گروه ۱+۵ تأثیر گذاشته است.
به هر حال، فشار تحریم ها به خودی خود هدف نیست، اما ابزاری است برای رسیدن به هدف. در این مورد، هدف نهایی تغییر در رفتار ایران است. اگر ایران به سمت توجه به نگرانی های جامعه بین الملل از برنامه هسته ای گام بردارد، گروه ۱+۵ باید نشان دهد که مایل است این قدم ها را تصدیق کند تا جایی که این فرایند پیش برود و ایران به تمام سؤالاتی که از گذشته در رابطه با برنامه هسته ای آن وجود داشته است پاسخ دهد.
رفع تحریم ها که در گام اول توافق مورد رسیدگی قرار گرفته است، محدود، و در صورت عدم همکاری ایران، سریعاً برگشت پذیر است. این رفع تحریم ها کمتر از ۱۰ میلیارد دلار ارزش دارد و نه ۴۰ میلیارد دلار که برخی ادعا کرده اند و شامل این موارد می شود:
دسترسی به تقریباً ۳ میلیارد دلار از دارایی های ارزی بلوکه شده که در طول یک دوره چند ماهه و با توجه به اجابت ایران توزیع می شود.
تعلیق تحریم ها در بخش اتومبیل و هواپیما و نیز پتروشیمی، طلا و فلزات گران بها
دولت اوباما برای این گام اول، حمایت اکثریت قوی آمریکایی ها را به همراه دارد. بنابر نظر سنجی اخیر واشنگتن پست/اِی بی سی نیوز، دو سوم سؤال شوندگان از توافقی حمایت کرده اند که رفع برخی تحریم ها را بر ایران در عوض کنترل بر برنامه هسته ای آن پیشنهاد می دهد.
شایان ذکر است که این رفع محدود تحریم ها در حقیقت کمتر به تأثیرات ترکیبی سایر تحریم های موجود سرایت می کند. بنابر برآوردهای وزارت دارایی آمریکا، تحریم های نفتی به تنهایی در هر ماه تقریباً ۵ میلیارد دلار از سود ایران را کاهش می دهد. علاوه بر آن، طبق گزارشی از سرویس تحقیقاتی کنگره، صادرات نفت، که تقریباً نیمی از هزینه های دولت ایران را تأمین می کند، از سال ۲۰۱۱ به نصف رسیده است و از ۲.۵ میلیون بشکه در روز به تقریباً ۱.۲۵ میلیون بشکه کاهش یافته است. همان گزارش اعلان کرده است که خسارت به درآمدهای نفتی به همراه حذف ایران از نظام بانکی بین المللی، موجب سقوط شدید ارزش پول رایج ایران، یعنی ریال، شده و تورم را تا ۵۰ درصد افزایش داده است.
این مسئله باعث می شود باور کنیم که چون تحریم ها ما را به اینجا رسانده اند، پس تحریم های بیشتر می توانند مناسب تر باشند. اما در حالیکه تحریم ها تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته اند، اما شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد که کشور در نقطه سقوط است. جمهوری اسلامی در گذشته، به ویژه در طول جنگ ایران و عراق، نشان داده است که تمایل زیادی برای تحمل دشواری های شدید در دفاع از آنچه به عنوان منافع ملی خود در نظر می گیرد، دارد.
از این گذشته، از زمانی که دولت کلینتون در سال ۱۹۹۵، ممنوعیت وسیعی را بر تجارت و سرمایه گذاری آمریکا در ایران وضع کرد، آمریکا حالا تأثیر منفی اقتصادی اندکی را از تحریم ها بر ایران تجربه می کند. این مسئله در مورد متحدان اروپایی و آسیایی ما صدق نمی کند؛ که بسیاری از آنها روابط تجاری مداومی با ایران داشته و به لطف دیپلماسی پایدار اوباما به قیمت اقتصادی قابل توجه برای خودشان با تحریم ها همکاری کرده اند. این همکاری چند جانبه منبع مهمی برای تأثیر و کارایی تحریم ها بوده است، اما اگر آمریکا یک معامله منطقی را تحلیل برده یا رد کند، این همکاری به خطر خواهد افتاد. این سناریویی بسیار محتمل تر برای زوال آهسته تحریم ها است تا زوالی که به موجب رفع بسیار محدود و برگشت پذیر، که در حال حاضر پیشنهاد شده است، به وجود می آید.
حتی اگر یک معامله هسته ای جامع شکل بگیرد، تحریم های آمریکا که حمایت ایران از گروه های تروریستی را هدف قرار می دهد، سر جای خود باقی می ماند، همانطور که تلاش های آمریکا برای برجسته ساختن تجاوز به حقوق بشر در ایران ادامه می یابد. بهتر است در اینجا بگوییم که یک معامله هسته ای، امیدواری بهتری را برای بهبود حقوق بشر در آینده نزدیک ایجاد می کند. مذاکره موفقیت آمیز، که موقعیت اقتصادی ایران را بهبود بخشیده و حقوق هسته ای ایران را تضمین می کند، می تواند حرکتی را ایجاد کرده و به دولت روحانی کمک کند تا این مسائل وسیع تر را مورد رسیدگی قرار دهد. تقی رحمانی، فعال سیاسی ایرانی، اخیراً گفته است: « این معامله به روحانی و تیم او قدرت معامله بیشتری با افراط گرایان می دهد. یک معامله موفقیت آمیز، بر شرایط اقتصادی و سیاسی داخل ایران تأثیر قطعی و مثبت می گذارد» .
توافقی که به طور کامل برنامه هسته ای ایران را کنار بگذارد و در نتیجه، هرگونه احتمال تولید بمب هسته ای را توسط ایران از میان ببرد، ایده آل خواهد بود. اما چنین توافقی به لحاظ سیاسی برای رهبران ایران امکان پذیر نیست. گزینه عملی تر و واقع بینانه تر این است که با مقدار کمی از غنی سازی داخلی ایران، تحت بازرسی شدید و سرزده بین المللی موافقت شود، در حالیکه مقدار اورانیوم غنی شده، که ایران در داخل کشور نگهداری می کند، محدود گردد. یک توافق رضایت بخش، در مقابل توافق کامل، آن است که زمان را تا حدی گسترش دهد که ایران بتواند در آن مدت به طور امکان پذیر به سمت سلاح هسته ای حرکت کند، در نتیجه، احتمال اینکه بازرسان بین المللی به طور چشمگیری چنین حرکتی را کشف کنند، افزایش می یابد.
محمد جواد ظریف، در ماه گذشته در یک کنفرانس امنیتی در استانبول گفت: « این تصور که ایران به دنبال سلاح هسته ای است، برای امنیت ایران مضر است» . حالا ایران موقعیتی در پیش رو دارد تا این تصور را با توجه کامل به نگرانی های جامعه بین الملل اصلاح کند. همچنین، استفاده عاقلانه و مؤثر از قدرت آمریکا موقعیتی را برای رسیدگی به یکی از مسائل مهم مربوط به امنیت آمریکا فراهم آورده است که باید غنیمت شمرده شود.
ارسال نظر