پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- سرکار خانم «معصومه آباد» نائب رییس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و امور ورزشی شورای شهر تهران در یادداشتی اختصاصی برای «پارس» در واکاوی و راهکارهای معضل محله شهید هرندی نوشت:

اگرچه بحث جلوگیری از آسیب های اجتماعی(اعتیاد، طلاق و...) از جمله مباحثی است که بر عهده حاکمیت می باشد اما به نظر می رسد که یکی از دلایل عدم به نتیجه رسیدن پیگیری های فراوان نهادهای مختلف در حا این معضل، عدم همگرایی و هم دلی لازم میان مسئولان مربوطه می باشد. در تیجه کارهای انجام گرفته ریشه نبوده ای و صرفا جنبه زودگذر و مقطعی دارد.

اگرچه اقداماتی هر از چندگاهی صورت می پذیرد اما متاسفانه این اقدامات پشتوانه قانونی لازم را ندارد. این در حالی است که حل معضلات اجتماعی می بایست بر اساس قوانین مدون و منسجم باشد.

مضاف بر اینکه عمده تمهیداتی که صورت می گیرد، حالت مقابله ای دارد و در جهت مقابله با آن می باشد. در صورتی که موثرترین راه، «پیشگیری» از بروز چنین معضلاتی است. اگرچه که اقدامات پیشگیرانه در دراز مدت اثر خود را نشان می دهد اما هر اندازه که در این مقوله سرمایه گذاری کنیم، نتایج آن را خواهیم دید.

متاسفانه با نگاهی گذرا به قوانین موجود درمی یابیم که هیچ کدام از آنها جنبه پیشگیرانه ندارد و با این وضع امیدی به تحول در زمینه حل معضلات و آسیب های اجتماعی ندارم.

برای نمونه در کمپ های ترک اعتیاد، قانونی وضع شده است که بر اساس تعداد افراد پذیرش شده و ورودی آن از کمپ ها حمایت می کنند و این موضوع موجب آن می شود که پیمانکار دغدغه آن چنانی برای حل مشکل نداشته بلکه معتادان بیشتری را جذب کند.

در صورتی این موضوع باید به صورت بالعکس اجرایی شود و سازمانی مانند بهزیستی(به عنوان تخصیص دهنده اعتبار به کمپ ها) می بایست بر اساس افرادی که مورد مداوا قرار گرفته و به خانواده و جامعه بازگشته اند، کمپ ها را مورد حمایت قرار دهد.

در نتیجه چنین قوانینی،80 درصد مراجعه کنندگان به کمپ ها برای بار دوم یا سوم برای ترک اعتیاد می روند و این سیکل ناقص ادامه پیدا می کند.

IMG13110783

معضل دیگر که به مراتب آشکارتر از معضل پیشین می باشد، به قطع یارانه معتادان بازداشتی باز می گردد. جالب است که اگر معتادی بازداشت شود، خانواده وی به عنوان بدسرپرست یا بی سرپرست تشخیص داده شده و یارانه آنها قطع می گردد. این در حالی است که این خانواده ها عموما دچار معضلات و مشکلات مادی بود و با قطع یارانه مشکلات آنها حادتر می شود چرا که برای بسیاری از این خانواده ها، یارانه تنها درآمد ماهیانه می باشد.

حال جای این سوال باقی ماند که با این اقدام چه آینده ای در انتظار چنین خانواده است؟ این خانواده نیز پس مدتی کارش به گوشه خیابان کشیده شده و آماده پذیرش اعتیاد می گردد و بدین ترتیب در گوشه خیابان بسیاری از معضلاتی که تا به حال در این خانواده راه نیافته بود، وارد می شود و الباقی ماجرا؟!

آیا واقعا حل این موضوع خیلی پیچیده است که با قطع یارانه خانواده معتادان، آینده به مراتب خطرناک تری در انتظار آنهاست؟!

علاوه بر این ما نباید به این موضوع به صورت منطقه ای نگاه کنیم چرا که این قبیل معضلات از منطقه 2 شهرداری تهران تا سایر مناطق قابل رویت است و اینگونه نیست که صرفا در یک منطقه خاص دیده شود.

اینها مشکلات فنی و ساختاری به شمار می آید که با اندک کار در این زمینه به آن دست می یابیم ولی از آنجایی که حل معضلات و آسیب های اجتماعی تنها برای برخی از رده های حاکمیتی مد نظر است، برای هم رده ها جدی نیست.

به نظر من مشکل اساسی در همان عدم همگرایی در میان نهادهای متولی بهبود اوضاع اجتماعی می باشد که در این میان به خصوص سهم سازمان بهزیستی بسیار برجسته بوده و باید بیش از این پاسخگوی مشکلات موجود باشد.

چرا که این سازمان دارای تشکیلات، بودجه و ماموریت در این حوزه است اما با برقراری یک بروکراسی بسیار سخت(که حتی بخش خصوصی نیز نمی تواند به راحتی در کنار آن بایستاد) روند کار سنگین شده و افزایش معضلات را به دنبال دارد. بنابر این باید در رویه های اداری این سازمان تجدید نظر شود.

راهکار دیگر، استفاده از ظرفیت های سازمان های مردم نهاد می باشد. در همه جای دنیا نیز در معضلات مهم اجتماعی(حتی در مواردی مانند زلزله) به بهترین شکل از این ظرفیت بهره برداری می شود. ما نیز در روزهای سخت جنگ تحمیلی با استفاده از همین ظرفیت توانستیم دنیا را سر جای خودش بنشانیم.

متاسفانه نظام هنوز اعتماد عمومی لازم را به دست نیاورده تا از ظرفیت های مردمی به خوبی بهره برداری کند و با تکیه برراه های آسان تری، چنین معضلاتی را حل کند