پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- مصطفی قاسمیان - نام روستای «دلوار» به معنای دلاور است؛ نامی بامسما برای روستایی که انگار دلاوری در خون مردمش وجود دارد. اهالی دلوار این روحیه را در دوره ای از تاریخ این مرز و بوم، ثابت کرده اند، دوره ای افتخارآمیز که در آن قهرمانان ایرانی در برابر بیگانگان، ایستادگی و نام «قیام تنگستان» را جاودانه کردند. رهبر این قیام «رئیس علی دلواری» بود که روز شهادتش به عنوان روز مبارزه با استعمار انگلیس نامگذاری شده است. به همین مناسبت پرونده ای درباره زندگی و زمانه او تهیه کردیم که در ادامه می خوانید:

1260 تا 1288 شمسی تولد یک دلاور

رئیس علی متولد سال 1260 شمسی در روستای «دلوار» است، از توابع تنگستانِ بوشهر. پدرش «رئیس محمد» کدخدای دلوار بود. ابتدای جوانی رئیس علی، مصادف بود با استبداد صغیر، در جوانی به فتوای آیت ا... سیدعبدالحسین لاری به مبارزات ضداستبدادی و مشروطه خواهانه پیوست. او تحت رهبری سیدمرتضی مجتهد اهرمی (علم الهدی) قرار گرفت و به همراه میرزا علی کازرونی ادارات دولتی بوشهر را تصرف کرد. گمرک بوشهر 9 ماه در اختیار رئیس علی دلواری و تفنگچی های همراهش بود. در این مدت، تلاش و دقت او برای حفظ اموال مردم، در حدی بود که به بیان «مؤسس خان» رئیس وقت گمرک بوشهر، «یک سیر شکر یا یک گره منسوجات حیف و میل نشد.»

پیش از مرداد 1293 شمسی وضعیت ایران آن روز

استبداد صغیر به زمانی گفته می شود که محمدعلی شاه قاجار، مجلس شورای ملی را به توپ بست و با فتح تهران (1288 شمسی، 1909 میلادی) توسط گروهی از مشروطه خواهان به پایان رسید. مشروطه خواهان پیروز، گروهی از ایل های ایران بودند که با استفاده از ضعف مفرط حکومت وقت، خود را به تهران رساندند و محمدعلی شاه را خلع کردند؛ اما آن گروه از مشروطه خواهان که فاتح تهران بودند، چون از پشتوانه مردمی برخوردار نبودند، آغاز حکومتشان، آغاز مصیبت بود. چون انگلیسی ها و روس ها در 1907 قراردادی با همدیگر بسته بودند و ایران را که در آن زمان درگیر مشروطه بود، به دو ناحیه نفوذ تقسیم و اداره می کردند! دولتمردان ایران گرچه با قرارداد مخالف بودند، اما به دلیل اینکه اقتدار لازم و همچنین حمایت مردمی را نداشتند، نمی توانستند جلویش را بگیرند. در این بین، قرارداد 1907 در منطقه بوشهر عملاً اجرا نشده بود و نیروهای مقاوم بوشهر به فرماندهی شیخ حسین چاه کوتاهی، راه تجارت انگلیسی ها را از طریق خلیج فارس بسته بودند.

شهریور 1293 تا مرداد 1294 شمسی استعمارگران وارد می شوند

جنگ بین الملل اول که شروع شد، برخوردهای اصلی بین 6 کشور بود اما چون آن ها ابرقدرت های زمان خودشان بودند، بسیاری از کشورهای دیگر را هم درگیر کردند؛ حتی کشورهایی مثل ایران که اعلام بی طرفی کرده بودند. مستوفی الممالک، نخست وزیر وقت، بی طرفی رسمی ایران را اعلام کرد اما انگلیس و روسیه تزاری توجهی نکردند و با استفاده از ضعف حکومت مرکزی ایران، رسماً از جنوب و شمال وارد ایران شدند. انگیزه واقعی آن ها پیشگیری از نفوذ آلمان یا عثمانی در ایران بود اما بهانه شان، تماس کنسول آلمان در بوشهر با دشتستانی ها بود که پیشتر در دوره ناصرالدین شاه، نیروهای انگلیس را شکست داده و مانع شده بودند تا ارتش انگلیس به بوشهر برسد. آن ها با دستگیری کنسول آلمان در بوشهر، او را به هندوستان تبعید کردند. نظامیان انگلیسی در 17 مرداد 1294 وارد بوشهر شدند، «موقرالدوله» حاکم این شهر را عزل کردند و 14 نفر از مردم بوشهر را که به اشغال نظامی شهر اعتراض کرده بودند، به هند تبعید کردند. رئیس علی دلواری برای مقابله با انگلیسی ها از آیت ا... محمد حسین برازجانی کسب تکلیف کرد. ایشان حکم جهاد خودش را به همراه احکامی که از مراجع تقلید نجف آمده بود، برای رئیس علی دلواری فرستاد. با رسیدن حکم جهاد، قیام تنگستان آغاز شد.

اواخر مرداد 1294 شمسی فرمان مقاومت

ژنرال سِر «پِرسی کاکس» کنسول وقت انگلیس، تلگرافی برای آیت ا... برازجانی نوشت و در ابتدا تلاش کرد تا به گمان خود با فریب ایشان، دولت بریتانیا را دوست ایران معرفی کند: «دولت انگلیس از سابق دوست صادق ایران بوده و در اشکالاتی که ایران داشته مساعدت نموده و...» کاکس در اواخر آن تلگراف، ایشان را تلویحاً تهدید کرد: «البته آن دوستدار (آیت ا... برازجانی) اینقدر بیهوده سر نیستند که از این وسیله اغوا شوند. چه که از مخاصمت با دولت انگلیس که هیچ قصدی و احساس غیردوستانه ای نسبت به خودتان ندارد، نه تنها خودتان را دچار مصیبت خواهید کرد بلکه ثلث دولت خود را مال المصالحه قرار خواهید داد... بهتر از این توضیح و اخطار کامله، اگر تا آن درجه لاابالی باشید که از خطه بی طرفی تخطی نمایید، ملامت بر خودتان وارد است.» پاسخ آیت ا... برازجانی به این نامه، درس آموز است. ایشان ضمن برشمردن رفتار خصمانه دولت انگلیس در خلیج فارس، مسئولیت هر حمله ای را متوجه انگلیسی ها دانست: «اگر هر آینه عملیات جنگجویانه شما دوام پیدا نمود و در ظرف مستقبل، جلوگیری از ملت ممتنع گردید، ملامت و مسئولیت راجع به حرکات لاابالیه شماست که از خطه بی طرفی تخطی نموده اید و اینجانب را هیچ مسئولیت و ملامتی نیست.»

آغاز نبرد تنگستانی ها با انگلیسی ها مصادف است با نامه ای که رئیس علی به آیت ا... برازجانی نوشت که در آن، انگیزه قیام را برای آیندگان روشن کرده است. در بخشی از نامه آمده است: «[برای] درجه بهشت پیدا کردن و شربت شهادت را داوطلبانه خواستن، باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت و بهای درجه عالی و نعیم اخروی و نام نیک ابدی به غیر از جان شیرین نیست... امروز روزی است که هرکس ادعای شرف و اسلامیت و وطن پرستی دارد، باید امتحان داده از بوته امتحان بی غل وغش به در آید.» کاکس که به تجربه شکست همرزمانش در نبردهای گذشته با بوشهری ها توجه کرده بود، بلافاصله تلاش کرد افراد جریان ساز و اصلی منطقه را بخرد و تا جنگ شروع نشده، آن را خاتمه بدهد. بی طرفی رئیس علی دلواری برای ژنرال کاکس، 40 هزار پوند می ارزید. پیشنهادی که رئیس علی به سرعت رد کرد و صریح پاسخ داد: «چگونه بی طرفی اختیار کنم، درحالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی است؟!» کاکس این بار از درِ تهدید درآمد. او در نامه بعدی، رئیس علی را تهدید کرد که «خانه هایتان را ویران و نخیلاتتان را قطع» خواهند کرد. پاسخ رئیس علی به کنسول انگلیس، روحیه دلاور تنگستان را نشان داد: «خانه ما کوه است و انهدام و تخریب آن ها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراتوری بریتانیای کبیر است! در صورتی که آن دولت اقدام به جنگ نماید تا آخرین حد امکان مقاومت خواهم کرد.» جنگ آغاز شد.

12 شهریور 1294 شمسی قهرمان، جاودانه شد

توجه مردم ایران به جنبش جنوب جلب شده بود. بالأخره ملت، قهرمانانی را از جنس خودشان می دیدند که به جای حکومت مرکزی، در برابر بیگانه ایستادگی کرده اند و او را شکست داده اند. زائرخضرخان و شیخ حسین چاه کوتاهی که در بوشهر بودند، به رئیس علی پیوستند؛ اما دست سرنوشت، پایان کار قهرمان مبارزه با استعمار را با تراژدی رقم زده بود. در شب 12 شهریور و در یکی از شبیخون های تنگستانی ها به ارتش انگلیس، در «تنگک»، رئیس علی از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. انگلیسی ها به آخرین حربه روی آورده بودند و فردی را به نام «غلامحسین تنگکی» که از نیروهای رئیس علی بود، تطمیع کرده بودند تا فرمانده قیام را از بین ببرند. پیکر رئیس علی دلواری را بعد از انتقال به نجف اشرف، در قبرستان «وادی السلام» این شهر به خاک سپردند.

با شهادت رئیس علی، جنبش جنوب به فرماندهی خالوحسین دشتی، شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زائر خضرخان اهرمی ادامه یافت. تنگستانی ها تا پایان جنگ بین الملل، کم و بیش در برابر نیروهای انگلیسی ایستادگی کردند و مانع از رسیدن آن ها به شیراز و مناطق مرکزی ایران (از راه جنوب) شدند.

اواخر مرداد تا 12 شهریور 1294 شمسی دلیران تنگستانی

در روز 21 مرداد 1294، پنج هزار نیروی پیاده نظام هندی و انگلیسی با پشتیبانی 4 ناو جنگی به دلوار که مقر رئیس علی بود، حمله کردند اما مقاومت مستحکم اهالی تنگستان، آن ها را مجبور کرد با وجود تلفات بسیار، عقب نشینی کنند. این پیروزی باعث شد تا روحیه مدافعان شهر، تقویت شود. آن ها در اوایل شهریور در چند مرحله، حملات موفقیت آمیزی را علیه نیروهای انگلیسی که در بوشهر موضع گرفته بودند، انجام دادند. انگلیسی ها برای انتقام گرفتن، 3 روز متوالی دلوار را با گلوله های توپ، گلوله باران کردند. سپس تصمیم گرفتند تا دوباره نیروهایشان را به دلوار بفرستند اما این بار، تنها تحقیر نصیبشان شد؛ تنگستانی ها باز هم نیروی دریایی کشوری را که آفتاب در سرزمین هایش غروب نمی کرد، شکست دادند.

رئیس علی دلواری

امروز سرشار از قصه های دیروز برای ساختن فردا

سید مصطفی صابری - داستان جالبی است منتسب به گالیله نابغه بزرگ اعصار که برای تفتیش عقاید و پاسخگویی، به دادگاه کلیسا فراخوانده شده بود؛ شاگردان و مریدانش بیرون دادگاه منتظر بودند و امید داشتند که گالیله بر سر تمامی مواضع خودش باقی بماند و باقدرت حرف هایش را بزند، اما پذیرش دروغین اشتباه از جانب او و استغفار از آن چه گفته بود آب سردی بود بر پیکر آن ها؛ وقتی گالیله از دادگاه خارج شد یکی از شاگردانش فریاد کشید: «بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد» گالیله هم جواب داد: «بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد».

قهرمان تبلور صفات پسندیده یک ملت است، به دیارشان هویت می دهد، وقتی همه خواب هستند یا ترجیح می دهند خودشان را به خواب بزنند قهرمان ایستادگی می کند و دیگران را به مبارزه دعوت می کند. گاهی یک ملت خودش قهرمان است چون همه در کنار هم هستند، گاهی هم قهرمان به معنای یک شخص می شود محصول شرایط خاصی که زمینه را برای ظهور او فراهم کردند، مثل «رئیس علی دلواری» که به جای حکومت وقت با انگلیسی ها جنگید. اگر یک ملت، با انتخاب هایش، با زندگی اش، با حیات اجتماعی و روح حاکم بر آن، شرایطی را فراهم کند که زشتی بر آن سیطره پیدا نکند خودش می شود قهرمان، وقتی هم پشت سر یک قهرمان باشد چیزی از قهرمان کم ندارد، پس برخلاف گالیله باید گفت: «خوش به حال ملتی که اگر قهرمانانه زندگی نکرده لااقل پشت سر یک قهرمان بوده»! اما بد به حال ملتی که قهرمانانش را فراموش کند. حیف از قهرمانانی که نامشان در شلوغی ذهن ما بین اسامی بازیکنان خارجی، هنرپیشه های هالیوودی و قصه های کُره ای گم می شود و رنج آن ها را برای حفظ این خاک فراموش می کنیم یا مجالی برای تامل در آن نداریم. گرامیداشت یاد قهرمانان منافاتی با تماشای فوتبال و علاقه به سینما و سریال و... ندارد، بحث سر اولویت هاست، بر سر این که اگر آنقدر سرگرم باشیم که با تاریخ قهرمانانمان در مقاطع مختلف بیگانه شویم، مجبور به تکرار تلخ تاریخ خواهیم بود و رئیس علی دلواری ها دوباره کمابیش تنها باید برابر دشمن بایستند و به جای همه ما قهرمان باشند.

شاید مردم خیلی مقصر نباشند، پس این گونه بگوییم حیف از قهرمانانی که روشنفکران آن ها را وارد قصه ها و شعرها نکردند، حیف از قهرمانانی که هنرمندان زندگی آن ها را بر صحنه تئاتر و پرده سینما و صفحه تلویزیون به تصویر نکشیدند، حیف که لابه لای مشکلات اقتصادی، دعواهای سیاسی، هیاهوی ورزش و... نام و راه آن ها کمرنگ شود. برای آن که فردا پشت سر قهرمانان باشیم و تاریخ را قهرمانانه رقم بزنیم امروز باید قصه دیروز آن ها را به خوبی بدانیم و همه در قبال آن مسئولیم؛ مردم، رسانه، هنرمند، مدیر و.... .

پرچمداران مبارزه با استعمار انگلیسی

با مرگ آغامحمدخان قاجار و رو به ضعف نهادن حکومت ایران، روسیه تزاری به عنوان یک ابرقدرت، نفوذ خود را در شمال ایران اعمال می‌کرد و به همین دلیل معمولاً نظامیان انگلیس اقدامات استعماری خود را در جنوب ایران انجام می‌دادند. از این رو، مبارزان دیگری که با استعمار انگلیس مبارزه کرده‌اند، همگی در مناطق جنوبی ایران زیسته‌اند. آیت‌ا... سیدعبدالحسین لاری یکی از آن‌هاست. او که در سال 1226 شمسی در نجف به دنیا آمد، در 22 سالگی به اجتهاد رسید. در سال 1270 به خواست میرزای شیرازی برای اداره امور منطقه فارس از نجف به «لار» رفت و آن‌جا ساکن شد. او در لار، یکی از اولین حکومت‌های اسلامی را بنیان نهاد. مرحوم آیت‌ا... لاری در آن منطقه حوزه علمیه تأسیس کرد، نماز جمعه را پس از سال‌ها احیا کرد، با میسیونرهای مسیحی (مبلغان) که عاملان دولت انگلیس بودند، برخورد کرد و حتی تمبر مخصوص به حکومت اسلامی را با عنوان «پُست ملت اسلام» چاپ کرد. جریان مبارزه ایشان با فئودال‌های منطقه و همچنین مخالفان وقت نهضت مشروطه، از اقدامات استبدادستیزانه مرحوم آیت‌ا... لاری است. ایشان علیه استعمار انگلیس در بوشهر فتوای جهاد صادر کرد و به نوعی پایه‌گذار قیام رئیس‌علی در تنگستان شد. حضرت آیت‌ا... سیدعبدالحسین لاری سرانجام در 5 اردیبهشت 1303 شمسی درگذشت.

اما پس از شهادت رئیس‌علی، شیخ حسین چاه‌کوتاهی یکی از رهبران جنبش جنوب بود. او متولد سال 1273 شمسی در «چاه‌کوتاه» از توابع بوشهر است. او در ابتدای جوانی به سیدمرتضی مجتهد اهرمی و رئیس‌علی دلواری پیوست و بنا بر فتوای جهاد آیت‌ا... عبدالحسین لاری، بوشهر را از اختیار فرماندار آن شهر خارج کردند. پس از آغاز قیام رئیس‌علی، به او ملحق شد و تا زمان شهادت رئیس‌علی دلواری همراهش بود. شهادت رئیس‌علی، آتش جنگ را شعله‌ورتر کرد اما مدت کوتاهی بعد، در منطقه «کوه‌گزی» از انگلیسی‌ها شکست خورد و یکی از پسرانش کشته شد. با این شکست، قیام به شبیخون‌های پراکنده تبدیل شد، اما افسران ژاندارمری شیراز به کنسولگری انگلیس در شیراز حمله کردند و کنسول این کشور را پس از اسارت، برای شیخ حسین چاه‌کوتاهی فرستادند. این واقعه انگلیسی‌ها را مجبور به مذاکره و تبادل اسرا با شیخ حسین کرد. در این مذاکرات، راه شیراز، برازجان، بوشهر دوباره باز شد و اموال توقیفی بوشهری‌ها برگردانده شد. شیخ حسین در اعتراض به احداث راه‌آهن که قرار بود پل ارتباطی نظامیان انگلیسی با دیگر نقاط کشور باشد، در «چغادک» موضع گرفت اما با خیانت بعضی از همراهان، عقب‌نشینی کرد. او سرانجام در اواخر جنگ بین‌الملل اول، در باغی نزدیک چاه‌کوتاه محاصره شد و پس از مقاومت به همراه پسرش به شهادت رسید.